العلامة المجلسي

120

عين الحيات ( فارسى )

در بيابان ، پس خواندند الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى « 1 » و فرمود كه : ملائكهء عرش با اين عظمت را به اين قول برمىدارند : لا إله الّا اللّه ، و لا قوّة الّا باللّه العليّ العظيم « 2 » . اصل نهم در بيان معنى لطيف و خبير است بدان كه لطيف را بر چهار معنى اطلاق مىنمايند : اول : چيزهاى بسيار ريزه را كه به ديده درنيايد لطيف مىگويند ، و به اين معنى در خدا كنايه از تجرّد خداست ، يعنى از خواصّ اجسام مبرّاست ، و در مكانى و جهتى نيست ، و ديده نمىشود به چشم ، بلكه به عقل درنمىآيد . دوّم : لطيف مىگويند و صانع امور لطيفه را مىخواهند ، چنانچه صانعى اگر چيزهاى بسيار ريزه سازد و دقايق در آن صنعت به كار برد كه ديگران از آن عاجز باشند ، آن را لطيف مىگويند . و اطلاق اين معنى بر خدا ظاهر است ، كه اگر كسى تفكر نمايد در اعضا و جوارحى كه خلق كرده است در حيواناتى كه به چشم در نمىآيند ، و قوا و مشاعرى كه در ايشان مقرّر فرموده عقل حيران مىشود . سوّم : عالم به لطايف و دقايق را لطيف مىگويند ، و اين نيز ظاهر است . چهارم : لطيف مشتقّ از لطف و احسان مىباشد ، يعنى صاحب لطف و كرم و احسان .

--> ( 1 ) سورهء طه : 5 . ( 2 ) توحيد شيخ صدوق ص 276 - 277 .